تبليغاتX
از یاد مبر که زندگی ات جاودانه نیست! - Federalismus, der einzige Ausweg aus dem Schlammassel
بر طاق «تیتوس» واقع در «فــُروم رُمانوم» حک شده است.

 

ادامه‌ی اعتراضات در آذربایجان

 

ترک‌ها بالاخره اعتراض کردند، چه دیر اما بهتر از هیچوقت.

نمیخواستم راجع به این ماجراها بنویسم، علتش هم این است که معمولن در یک جو عصبی، نتایج  ِ معقول کسب نمی‌شود. دلیل ِ نوشتن این پست هم نه این اعتراضات، که من با تمام وجود به آن خوش‌آمد می‌گویم، بلکه کامنت‌هایی ست که اینجا و آنجا از هموطن‌نان فارس می‌خوانم و می‌بینم، هنوز آویزان به توهم فرهنگ ِ 2500 ساله، سعی در حقیر جلوه دادن ِ دیگری، بخوان غلبه بر احساس حقارت خود، دارند و بعضن با لحنی بسیار خودبرحق‌بین به این ناآرامی‌ها اعتراض می‌کنند.

به باور من ظلمی که بر اقوام ِ ایرانی در 100 سال ِ اخیر رفته است، از اجحافی که در حال‌حاضر بر زنان می‌شود هم تراژیک‌تر است. از زنان حق انتخاب ِ حتی لباس خود را گرفتند. از ترک و کرد و عرب حق ارتباط با خود ِ خود را، با زبان اش را، با ناخودآگاه اش را. اگر ما مردمانی دانا باشیم، بالاخره باید در قرن ِ بیست و یکم بفهمیم، که من ِ فرد از چه اهمیتی برخوردار است. شهلا شرف برای نجات ِ من‌اش ترک دیار کرد و خیلی‌های دیگر هم مثل او. در جائی که فرد از فردیت‌اش تهی می‌شود، در جایی‌که فرد رابطه‌اش را با درونش گم می‌کند، از خود بیگانه می‌شود، خاک و تمامیت‌عرضی وطن چه ارزشی دارد؟؟؟ به باور من هیچ.

اگر هم‌وطن فارس بالاخره دست از سر ِ کچل ِ فرهنگ 2500 ساله بردارد و به جای افتخار به موهوماتی، که با وجود عظمت احتمالی‌شان متعلق به ده‌ها قرن‌ها پیش‌اند، به مشکلات ِ امروزش برسد، به حرف ِ دیگری گوش بسپرد، در نقطه‌ی صفر نمی‌مانیم و سرعت ِ رشد ِ مملکت‌مان زیر صفر نخواهد ماند. گذشته از این‌که اصلن نمی‌دانم فارس کی هست، چرا که ایران کشوری متشکل از اقوام ِ مختلف است، بر این نکته تآکید می‌کنم که هویت ِ ملی ما و زیبایی ِ کشور ما در همین تشابه‌های فرهنگی با وجود ِ تفاوت‌های قومی ست. به راستی فارس کیست؟ شیرازی‌ها را می‌گویند فارس؟ فکر نمی‌کنم یک مشهدی بفهمد منظور ِ شیرازی از "فل‌که گازو" همان فلکه‌ی گاز باشد. در تهران شهرستانی‌ها دهاتی هستند. اما راستی تهرانی ِ اصیل هم داریم یا نسل‌شان منتقرض شده؟

به نظر می‌رسد چاره‌ای جز به رسمیت شناختن هویت ِ یکدیگر نداریم. برای زجرکش نشدن، برای صلح و داغدارنشدن ِ عده‌ای آدم بی‌گناه راهی نداریم جز شناختن ِ یکدیگر. بگذاریم زبان‌ها با یکدیگر به مقابله بنشینند. زبانی که قدرت‌مند است حفظ خواهد شد. در این اصل شک نکنیم. از نادانی ِ ما تنها جریان‌های عقب‌مانده‌ای از قبیل ِ پان‌فارس‌ها، گرگ‌های خاکستری و پان‌ترک‌ها استفاده خواهند کرد، که نه تنها برای فارس‌ها و ترک‌ها، بلکه برای بقیه‌ی اقوام هم هیچ ارمغانی جز خون و خون‌ریزی نخواهند داشت. زمین را برای بچه‌های‌مان حفظ کنیم. آینده‌ی بچه‌هامان را با تعصب‌های بی‌اساس و حماقت تیره و تار نکنیم. بگذاریم هر کس خودش باشد. باور کنید خیلی ساده است.

+ نوشته شده در  هفتم خرداد 1385ساعت 11:17  توسط شهلا شرف  |